بعد از شنیدن خبر بدی به اینجا سر نزده بودم، ولی هند روز پیش داشتم فکر میکردم که من یه بلاگ هم داشتم ها! جائی که میشد کلی توش نوشت! برا همین دوباره برگشتم که بنویسم! تو این مدت کلی اتفاق افتاده که با همه شیرینیها و تلخی هاشون، در نهایت درسهایی بوده که باید میگرفتم. چه بهتر اصلا! شاید مهمترینشون درک مرز خود خواهی آدمها بوده و اینکه چقدر میتونم فرصت طلب باشن! واقعیت اینه که آدمهای اطراف ما بیشتر از اون چیزی که من فکر میکردم به خودشون اهمیت میدان!
ولی خوب مهم اینه که من دارم زندگی میکنم! و به این دنیا اومدم که یاد بگیرم!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر